محمد بن حسين البيهقي

1072

تاريخ بيهقى ( فارسي )

آن در قديم به ايرانى اصيل صاحب ملك و زمين اعم از ده‌نشين و شهرنشين اطلاق مىشده است . . . چون مالكان ايرانى دهقان ناميده مىشده‌اند در اسلام من باب اطلاق جزء به كل همهء ايرانيان را دهقان ناميده‌اند ( لغت‌نامه دهخدا بنقل از ذيل برهان مصحح شادروان دكتر معين ) ( 11 ) - خز : بفتح اول جامهء ابريشمين و جانور معروفى كه از پوست آن پوستين سازند ( 12 ) - خلقان : بضم اول و سكون دوم كهنه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 215 شمارهء ( 6 ) ( 13 ) - توزى : بضم اول پارچهء كتانى كه در شهر توز فارس مىبافتند ( 14 ) - بز : بفتح اول جامهء ريسمانى ( نوعى طيلسان ) نقل از لغت‌نامهء دهخدا ( 15 ) - خفتان : بكسر اول و سكون دوم نوعى از جبه و جامه روز جنگ باشد و آن را قزاگند گويند ( لغت‌نامهء دهخدا بنقل از برهان قاطع ) در برخى فرهنگها بفتح اول ضبط شده است ( 16 ) - درع : بكسر اول و سكون دوم جامه‌ايست كه از زره آهنين بافته مىشود ( لغت‌نامهء دهخدا ) - معنى بيت : سلطنتى را كه با زره و نيزه بدست آرى با رامش و عيش در كنار استخر و صحبت گل و سبزه از دست نبايد داد ( شايد به ايهام از آب حوض و ريحان دو چيز كم‌ارزش را اراده كرده باشد ) ( 17 ) - ايوان : طاق و نشستگاه ( محل جلوس ) بزرگان ، درگاه ( 18 ) - ميدان : عرصه كارزار ص 968 ( 1 ) - كار : جنگ ( 2 ) - خوار كردهء ايوان : مقهور و خوارشدهء درگاه پادشاه ( 3 ) - خوان : با ثانى معدوله و بر وزن نان كنايه از خوردنى و مائده باشد ( برهان قاطع ) - معنى بيت : هر چند سپاهى با گرفتن زر و سيم قوت دل مىيابد ، بارى سزاوار است كه براى تشويق گاه‌گاه او را بر سفرهء گسترده شاهانه مهمان كنند ( 4 ) - قران : بكسر اول مقارنه يا حالت بهم آمدن دو ستاره در برجى - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « گويا مقصود سخن منجمان است كه از قران حكم مىكنند » ( 5 ) - گوى ز قرآن : از كتاب خدا قرآن سخن بگوى و به آن روى آور ( 6 ) - سلطان : قدرت و قوت - معنى دو بيت : پارسائى را بدين و علم را به فرمانبردارى يزدان و بزرگى را با بخشندگى و شعر را با نوشتن در دفتر پايدار ساز و در قيد آور ، مردم بقالب و صورت جسمانى و اخلاق به منش نيك و پادشاهى بقدرت قوى شود ( 7 ) - نيسان : ماه دوم بهار ( 8 ) - معنى بيت : اگر جوانمردى مردم را به پيغامبرى خود خواند ، بهتر از دست تو برهان و معجزى ندارد ( در ضمن تلميحى دارد بمعجز يدبيضاى حضرت موسى ) ( 9 ) - حاجت پيغمبرى : مورد نياز پيامبر مىباشى ( براى تقويت اسلام ) ( 10 ) - عمران : بكسر اول پدر موسى ص 969 ( 1 ) - خرم : بضم اول و فتح دوم مخفف خرم به ضرورت وزن شعر ( 2 ) - دار ملك : سراى پادشاهى يا پايتخت ( 3 ) - به همان : بفتح اول و سكون دوم مرادف فلان ، كنايه از شخص يا